بعد از اومدن تو توی زندگیم که دیگه بهتر و نزدیکتر از هروقتی این رو لمس کردم
درست از وقتی تو اومدی پاییز روز به روزپش با همه خاطرات تلخ و شیرینش برای من قشنگ و قشنگتر شد
پاییز امسال هم با همه قشنگیاش و نارنجیاش به تلخی میزنه...
تو هستیا همیشه هستی توی قلب من که جات امنه امنه فقط این فاصله ی لعنتی...
امسال پاییز اومد و من دعا کردم کاش دوباره بیای نزدیک من
به هر دلیلی بیای بمونی پیش من
بمونی و من دورت بگردم
عاشقی کنم باهات
لمست کنم
بو بکشم تورو
دوباره بازوهام, لباسام بوی تورو بگیرن
تو باشی و من باشم تمام نارنجیای پاییز
من باشم و عشق تو و عطر تو و ...
بنظرت اینبار خدا دعامو میشنوه؟
برچسب:
نویسنده: یوسف مقدم